اندر فضیلت فروتنی و درویشی/ برگرفته از منطق الطیر عطار
به گزارش وبگاه اینترنتی برزول سرزمین یادیاران و به نقل از منطق الطیر عطار ، وقتی پادشاه محمود از غزنین برخاست و بـه زیارت، روبه صومعه شیخ نهاد، چون از در صومعه درآمد و درود کرد، شیخ ابوالحسن خرقانی جواب داد اما برپا نخاست.پس، چون وقت رفتن رسید، شیخ برای او بـه پا خاست. محمود گفت؛ «اول کـه آمدم التفات نکردی، اکنون برپا می خیزی؛ این همه ی کرامت چیست و ان چه بود؟»شیخ گفت؛ «اول، در خودبینی و خودخواهی پادشاهی و بـه امتحان درآمدی، و آخر، در فروتنی و درویشی میروی – کـه آفتاب دولت درویشی بر تو تافته اسـت. اول، برای پادشاهی تو برنخاستم، اکنون، برای درویشی تو برمی خیزم».حکایت دوم از عطار نیشابوری به گزارش وبگاه اینترنتی برزول سرزمین یادیاران و به نقل از عطار نیشابوری، آورده اند کـه مردی از دیوانه اي پرسید اسم اعظم خدا را میدانی؟ دیوانه گفت: نام اعظم خدا نان اسـت اما این را جایی نمی توان گفت. مرد گفت...
ادامه مطلب