مرگ قو!
شنيدم كه چون قوي زيبا بميرد
فريبنده زاد و فريبا بميرد
شب مرگ؛ تنها نشيند به موجي
رود گوشه اي دور و تنها بميرد
در آن گوشه چندان غزل خوانَد آن شب
كه خود در ميان غزل ها بميرد
گروهي بر آنند: كاين مرغ شيدا
كجا عاشقي كرد ؛ آنجا بميرد
شب مرگ از بيم؛ آنجا شتابد...
كه از مرگ غافل شود تا بميرد
من اين نكته گيرم كه باور نكردم
نديدم كه قويي به صحرا بميرد
چو روزي ز آغوش دريا برآمد؟
شبي هم در آغوش دريا بميرد
تو دريا ي من بودي؛ آغوش واكن !
كه مي خواهد اين قوي زيبا؛ بميرد
تسلیت...
ما را در سایت تسلیت دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 33 تاريخ: پنجشنبه 10 خرداد 1403 ساعت: 12:24