با توجه به بارگذاری گفته های امیر حسین ثابتی که برادر عزیزم آقای ترکاشوند و جناب کهریزی در وبگاه برزول سرزمین یاد یاران و کانال هنارسون منتشر نموده، مواردی به شرح ذیل (بدون هیچ گونه وابستگی جناحی) جهت روشن شدن افکار عمومی اعلام می دارم :
۱.متاسفانه حاشیه رانی و برجسته سازی عناصری از حوزه های مختلف اقتصادی، سیاسی و... توسط دو جناح مطرح،(اصولگرا، اصلاح طلب) موجب شدت چالشها کشور شده و برآیند مرور ها بیانگر آن است که هر دو جناح با توجه به چالشها و اختلافات گفتمانی در حوزه های سیاسی، اقتصادی و... سعی در تخریب وجهه رقیب و طبیعی جلوه دادن در غیریت سازی با بسیاری از نابرابری های موجود و.... را دارند.
۲.متاسفانه فساد در کشور بجز چند سال پس از انقلاب اسلامی در همه دولت ها به وضوح دیده شده است.
زمانی که ساحت فرهنگی(ایرانی ، اسلامی و غربی) در یک دورهای بر دیگری مسلط میشود، اقتدار گرایی فرهنگی شکل گرفته و باعث انسداد سیاسی و انحصار اقتصادی و در خروجی فساد شده است .این فرایند از طریق مکانیزم تسلط گروههای اجتماعی یک ساحت بر دیگر ساحتهای فرهنگی و سیاست زدگی بوروکراسی نشات می گیرد و خروجی آنکه درهم تنیدگی و چند سویه بودن اقتدارگرایی فرهنگی، سیاست زدگی بوروکراسی و انسداد سیاسی نقش تعیین کنندگی ویژهای برای اقتصاد ایران دارد، که یکی از مهمترین پیامدهای آن شکلگیری فساد در هر طرف می شود.
۳. در علم اقتصاد ثابت شده که وارد شدن دولت ها به مقوله کل اقتصاد یک کشور؛ جز ضربه به اقتصاد آن خروجی ای در بر ندارد. متاسفانه بیش از پنجاه درصد اقتصاد ایران عملاً تحت کنترل نهادها و سازمانهای فرادولتی قرار گرفته بطوری که در وضعیت کنونی حدود ۱۲۰ نهاد، ارگان و بنیاد مختلف فعالیت بسیار وسیع اقتصادى دارند که بعضن هیچگونه حسابرسی قانونمند و کنترل منظمی روی آنها اعمال نمیشود. طبیعی ست با توجه به آنچه گفته شد، فساد هر روز در دولت های مختلف گسترده تر و پول این ملت به جیب کسانی ریخته می شود که از بیشترین رانت حکومتی بهره میبرند.
۴. گماردن افراد غیر متخصص و بعضن غیر متعهد در مناسب دولتی ؛ بیماری ست که در همه دولت ها به وفور دیده ایم و نتایج ویرانگر آن بر هیچ انسان منصفی پوشیده نیست. متاسفانه این روند کماکان ادامه دارد و کو گوش شنوا!
۵. بر هیچ کس پوشیده نیست که گماردن افراد نالایق در مناصب دولتی ؛ و متاسفانه سواستفاده از جایگاه خود در هر دولتی( چه اصول گرا چه اصلاح طلب) جز نامیدی افراد جامعه و بدبینی نسبت به حکمرانان دولتی، برآیند ای در بر ندارد. گویی ناامیدی در کشور چنان است که راه خروجی از این بنبست وجود ندارد. این مبحث چه مشابهت زیادی با شعر معروف «شهر سنگستان» اخوان ثالث دارد که میپرسد: «آیا امید رستگاری نیست؟» و پاسخ میدهد: «آری نیست، آری نیست؛ کوه پاسخ داد: آری نیست.»
برغم دل با تو گویم غار !
بگو آیا مرا دیگر امید رستگاری نیست ؟
صدا نالنده پاسخ داد :
آری نیست ؟
۶. این باورم در این برهه حساس کشور که وحدت و انسجام ملی را می طلبد ؛ بیان چنین مطالبی آنهم از زبان یک نماینده جای بسی تعجب دارد!. واقعیت آن است من وضعیت روحی و روانی جامعه را بویژه پس از جنگ دوازده روزه حتی از وضعیت بداقتصادی و گفته های سیاسی افراد چون ثابتی خطرناکتر میدانم.
برچسب:
نویسنده: آدرین جعفرینژاد